سيد محمد باقر برقعى

438

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

كرده‌ام . حسن پروين مهر از استعداد و قريحه شاعرى در شعر بهره دارد هرچند خود در اين رهگذر ادعائى ندارد . نمونه‌هاى زير از شعر اوست : در سوگ جانسوز حسين عليه السّلام چه سودائى فلك در زير سر داشت * كه ره جوى بلا از آن خبر داشت نى از غم‌هاى غُربت ناله مىكرد * كه خود با كاروان عَزم سفر داشت چه رخ داد آنكه هنگام بهاران * خزان بر گلشن گيتى گذر داشت گلستان از عطش مىسوخت ليكن * خدا بر تشنه‌كامىها نظر داشت ميان آتش كين و ستم سوخت * گلستان على تا برگ و بر داشت گلوى نازك گل خون فشانيد * ز پيكان جفا تا بوسه برداشت يم خون خدا زآن‌رو خروشيد * كه هفتاد و دو ارزنده گهر داشت اگر ظلمت فتاد از پايدارى * سپهر كربلا مهر و قمر داشت بگو با جنگ افروزان گيتى * كه بر شمشير خون فتح و ظفر داشت به فرزند على يارى ندادند * چو دنيادار از آن بيم خطر داشت در آن هنگامه آب آتش به پا كرد * چو با عباس سوداى دگر داشت به صحرا آن شقايق رفت بر باد * كه داغ تشنه كامى بر جگر داشت سخن در سوك جانسوز حين است * كه « رودى » اشك خون از چشم تر داشت دست تولّا تا بدامان على دست تولّا زده‌ايم * به تولاى على بر دوجهان پا زده‌ايم همّت از فقر گرفتيم كه با طبع بلند * طعنه بر قاف پُرآوازه‌ى عنقا زده‌ايم بر سر كوى وفا از كرم دولت دوست * تكيه بر بارگه عرش مُعلّا زده‌ايم